حتی لازم نیست سعی کنم فراموشت کنم

حتی لازم نیست تلاش کنم تورا بیاد آورم

تو همیشه اینجایی، پیش روی چشم من

با همان لبخند

انگار همان روز اول است، تو از ترس میلرزی و من نمیدانم چه کسی از درون من و بجای من باتو حرف میزند

....

با خودم فکر میکردم چرا باید از میان تمام دروغ هایم دوست داشتن تو اینقدر حقیقت داشته باشد

چرا این دنیای لعنتی دکمه برگشت ندارد؟!

 .

با احترام...کلاغ پیر

/ 1 نظر / 6 بازدید