نرنجیم ولی...

صبحدم مرغ چمن با گل نو خواسته گفت

ناز کم کن که دراین باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی

هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

/ 4 نظر / 18 بازدید
baran.m

؟؟؟ من به رفتارعشق مشکوکم!!![سوال]

اكوآريز

همان روزي كه با چشم گريان از تو جدا شدم فهميدم كه اينجا ديگر جاي ماندن نيست ....[گل]

زاهارا

کاش دنیا هم مثل چرخ وفلک بود اندازه پولی که میدادی برات میچرخید

oldcrow

اینقد برنج تا جوند درآد[شکست]