دور باطل...

شب که میرسد به خودم قول میدهم که فردا صبح به تو خواهم گفت

صبح میشود و نمیتوانم بگویم

باز بخود وعده میدهم که امشب با تو حرف خواهم زد 

شب میشود و نمیتوانم بگویم

.

.

.

عمرم را دور باطل میزنم برای گفتن یک "سلام" به تو

/ 10 نظر / 9 بازدید
baran.m

راسته که کلاغها همه جای دنیا پرواز میکنن؟؟؟ آره؟؟؟ پس چرا دورِ تسلسل رو دور نمیزنند تا باطل بشه و بانو رو بیان!!! "آشفتگی ذهنیمو دارین؟؟سرِ این دور باطل" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ "دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش""حافظ عزیز"[گل]

والری

ای بابا :((( چرا نمیتونی؟؟؟خطایی کردی؟؟؟

آلیس

ناراحت نشینا. ولی خب رک باشین با خودتون! نمیتونین. جرأتشو ندارین. والسلام! اگر اینو نپذیرین هیچ وقت تحریک نمیشین که خلافشو ثابت کنین. پذیرش و بیان عاشقی اولین گامه و بعدش مرد میخواد که ادامه بده این قدم اول رو اگه نتونین بردارین همیشه در توهم عاشق بودن میمونین.

baran.m

شما لطف دارین دوست عزیز[گل]

آلیس

اوکی میفرستیم خدمتتون [نیشخند] ایشالا به عشقتون برسین، هرگز ناامید نباشین، چون هیچی نمیدونم چیزی نمیگم که بیراه از آب درآد ولی بجنگین براش.

هیوا

آدما همیشه مهربون نمیمونن یه جایی خسته میشن و تلافی همه چیزو در میارن

ماهی لپ دار

بگذار میان شب و روز باقی بماند؛ که چقدر دوستت دارم :((

زاهارا

بخشی از وبلاگتون رو خوندم خیلی خوب بود با اجازه وافتخار لینکتون میکنم تا موقع برگشتن دوباره بهتون سر بزنم [گل]

میس مهندس

نزار بشه یک آرزو یا یک ای کاش ...