آلفرد، هیچکاک، تقدیم میکند...

اینو واسه یکی از دوستان نظر گذاشته بودم. گفتم جالبه اینجام بنویسم

.

.

.

آورده اند که در ازمنه قدیم وقتی ماشین دودی "همون قطار شهری خودمون" به طهران آورده شد، تا زمانی که بدون حرکت و ساکن بود مردم"دور از جان شما" به مانند اسبی که به نعلبندش نگاه میکند می آمدند و حاجو واج آنرا نظاره میکردند. امااااا به مجرد آنکه ماشین دودی بحرکت در می آمد، همه آنها سنگی یا گلوخی برداشته و به سمت آن پرتاب میکردند.

بدین سان دانشمندان به این مسئله پی بردند که در ایران مردم به هر موجود متحرکی حساسیت شدید دارند. چه آن جسمی بیجان باشد چه انسانی که در تکاپو و حرکت برای رسیدن به درجه و رتبه بالاتری از انسانیت "دور از جان شما" تعریف شده در مغزهای کوچک آنها باشد. وسلام، حکایت تمام

 

/ 5 نظر / 18 بازدید
ماهی

به قول یکی از استادامون هر وقت دیدید آدمای اطرافتون دارن نهایت تلاششونو میکنن و از هیچ حرف و عملی برای زمین زدنتون فروگذاری نمی کنند,بدونید که دارید رشد میکنید و راهتون درسته, جالب اینجاست که اگه انگیزه شونو از این صرف انرژی بپرسی خودشونم دلیل قانع کننده ای واسه توجیه این رسالت شریفشون ندارن,,تو کشور ما رشد کردن تاوان داره

اذرین

تجربه ی پیش پافتاده ی اخیرم را برایتان مثال می زنم:..دیروز من و خاله ی عزیزم مهمانی مشترک ترتیب دادیم که متاسفانه :/ دسپخت من از خاله ی مکرمه بهتر شد و تمام مهمانان از دسپخت بنده میل فرمودند و خاله ی عزیز عصبانی شده و در جمع فرمودند که بنده هنوز نیاز به کلاس اشپزی دارم...یکی از مهمانان در گوش من فرمودند ببین چقدر پیشرفت کردی و کارت درسته که خاله جان چنین عصبانی چنین حرفی فرمودند.... دیگه شما خودتان حساب کنید در موارد پیشرفت کاری و اجتماعی، دیگر چه خبر است!

مریم

سلام . با این نظرتون موافقم . در ضمن وبلاگ پر محتوایی دارید این و باید بهتون میگفتم

بآنو...

بله واقعا... چه انسانی در تکاپو برای رسیدن به درجه ای...[گل] عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب...

oldcrow

خیلی بیمزه ی[سبز]